خاطرات انحطاط و سقوط

خاطرات انحطاط و سقوط

خاطرات انحطاط و سقوط

Publisher :

نشر علم

Publication year :

1354

Publish number :

اول

Number of volumes :

1

Publish location :

قم

(0 آرا)

QRCode

(0 آرا)

خاطرات انحطاط و سقوط

مقدمه
مطالعه آثار بابیه و بهائیه و آشنائی با افراد سرشناس آن که بعضا برحسب ظاهر، لباس اهل توحید را داشته‏اند و قیافه‏های روحانی نما که به خواننده تفهیم می‏کند از اهل دیانت ناب و خالص بشمار می‏روند، خواننده را که اگر عکس‏هائی این چنانی هم دیده باشد، سرگرم سؤالها نموده، خود را مورد پرسش قرار می‏دهد این شکل و شمائل‏های دینی در فرقه‏ای که ساخته‏ی استعمار است و جهت به انحراف کشاندن ملت و تضعیف آئینی الهی به وجود آمده، گویای چه اسراری است و اگر به انگیزه‏ی آن پی برده شود چه راز سربسته‏ای برملاء می‏گردد؟! دقت نظرها در این زمینه می‏تواند جهاتی گوناگون را ارائه دهد که هر کدام به نوبه‏ی خود می‏تواند پرده از روی تزویرها و خدعه‏های، نیرنگ بازان سیاسی جهت به انحراف کشاندن پیروان آئینی آسمانی برداشته و گویای حقایقی کارساز باشد که چگونه سلطه گران چپاولگر حاکم بر سرنوشت ملت‏های مظلوم جهت استیلا بر همه چیز کشور ستمدیدگان تسلط یافته‏اند... ... اصل و اساس فرقه‏های ساخته و پرداخته‏ی استکبار نظیر وهابیت و اسماعیلیه - به شکل امروز آن - یا شیخیه که به بابیه و سپس ازلیه و بهائیه و ابراهیمیه کرمان انجامید. به لحاظ از بین بردن همیت دینی و تعصبات اعتقادی خالص و ناب حاکم بر جهان اسلام که تنها مانع و دافع تسلط بر کشورهای اسلامی است به وجود آورده‏اند. و مسلما باید آنچه می‏خواهد در دینی شکاف ایجاد کند با رنگ و خصوصیتهای مذهبی باشد. گزارشات دقیقی که تاریخ از به وجود آوردن مسلکهای    [ صفحه ۱۶]   ظاهرا دینی ضد دین ارائه می‏دهد، کاملا روشن کننده‏ی این مهم غیر قابل انکار است که طراحان ابداع کننده‏ی مسلکهائی نظیر وهابیت و بابیت و بهائیت به این توجه داشته‏اند: مبانی اعتقادی مسلک نوآورده شباهتهائی به اصول پایه‏ای دینی آسمانی داشته لکن با ظاهر همآهنگ لطمه‏ای جبران ناپذیر به پیکر آئین الهی وارد آورد. مهمتر مروجان و ناشران آن نه فقط به قیافه‏ی مذهبی داشته باشند بلکه از شهرتی دینی هم برخوردار بوده تا بهتر بتوانند فریب دهند و اغوا کنند. در این صورت می‏طلبد اگر هم روحانی نمائی را که برای همین روزهای تاریک و ظلمانی زیر نظر گرفته می‏شود پیدا نمی‏کردند، ناگزیرا چنین قیافه‏ای که شبیه به روحانیون باشد را فراهم می‏آوردند. چنانکه قبل از انقلاب کبیر تمام اسلامی ایران، منوچهر آزمون سرپرست سازمان اوقاف جهت استقبال از محمدرضا پهلوی، کثیری از شکم گرسنه‏ها را لباس روحانی پوشاند و به استقبال برد. یا در جشن دو هزار و پانصد ساله شدن نوع حکومت ایران، شخصی را که بسیار خوش قیافه بود و جلب توجه می‏کرد با لباس مقدس روحانی و نام دهان پرکن شمس العلماء خوئی - بی‏سواد محض - به عنوان رئیس سنی روحانیت، که عروسکی ساخته شده بود به نمایش گذاشتند تا در انظار عموم و خارجی‏ها جبران کمبود حضور روحانی واقعی و حقیقی جهان تشیع را کرده باشند.... ... این نوع خیانت‏ها نسبت به مقامات عالی روحانی در طول تاریخ و حتی در غیر اسلام نیز دیده شده است تا یک پدیده‏ی ساخته و پرداخته بدلی دینی را در کنار دین حقیقی قرار دهند. هم از صلابت آن آئین آسمانی نظیر اسلام و مهمتر تشیع همیشه مقدس و سلحشور مانده را آسیب پذیر کنند و هم مردمانی ساده و ناآگاه از شیطنت‏های زر و زور دوستان را به آن فریب دهند و در این میان خود به مقصود رسند. به هر حال برای حضور داشتن قیافه‏هائی شبیه به مقامات دینی در فرقه‏های ساختگی استعماری می‏توان جهات گوناگونی را یافت. نخست اینکه در دوره‏ی ابداع این نوع مسکلها، لباس رسمی ایرانیان بسیار شبیه به لباس مقدس مقامات دینی بوده است و اکثر مردان در این دوره دارای ریش‏های بلند بوده و جهت مستحب بودن یا    [ صفحه ۱۷]   حفظ اصالت مردانگی مهمتر دینی دستاری هم به سر می‏بستند مانند اسداله قمی مبلغ بهائی که قیافه‏اش با شغل اروسی دوزی او نمی‏خواند.  دیگر اینکه باید به مهمی که در تحقیق مسلک شناسی، بسیار حائز اهمیت می‏باشد توجه داشت، استکبار جهانی دفعتا بدون فراهم آوردن مقدمات ضروری، دست به ابداع خدعه‏ای دینی یا سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی که بتواند به اصالت‏های دینی طعنه وارد آورد نمی‏زند. بلکه با بررسی سفرنامه‏های غریبه‏ها به ایران متوجه می‏شویم، همه‏ی جهاتی که در به وجود آوردن مسلکی به ظاهر دینی، لازم و ضروری است خصوصا انتخاب افراد توسط سیاحان جهانگرد مورد شناسائی و بررسی قرار گرفته است. و افرادی نظیر شیخ احمد احسائی با سابقه‏ای خانوادگی لکن سرانجامی گنگ و نامفهوم یا کاظم رشتی بدون هیچ سابقه طائفه‏ای در ایران و سرانجامی معلوم، چگونه با اشاعه‏ی اختراعات اعتقادی دینی مقدمات مسلکی ضد دینی را در تشیع فراهم آورده‏اند و به گواهی تاریخ چگونه از ناحیه روس و انگلیس مورد حمایت قرار گرفتند، زمینه ساز فرقه‏هائی ظاهرا دینی که با اساس تشیع - همیشه سربلند - مغایرت داشت شدند. اینان با قیافه‏هائی که بی‏شباهت به روحانیون شیعه نبود در کنار مهدویت در دوره‏ی غیبت امام دوازدهم حجه بن الحسن قائم آل محمد روحی فداه فتنه‏ی خائنانه‏ی «رکنیت» در فرقه شیخیه، و در هم سنگی با نیابت خاصه مدعیان «قطبیت» در شعبات تصوف فرقه‏ای نعمه اللهی و در هم شأنی با نیابت عامه آشوب «بابیت» که به بهائیت تبدیل شد را فراهم آوردند برایش سینه زدند. و خوشبختانه دیری نپائید که رسوا شدند نزدیکانی چون فضل الله مهتدی مؤلف دو اثر حاضر یا آیتی و نیکو صدها تن با توبه و انابه به افشاگری فتنه‏ی باب و بهاء پرداختند. ولی نمی‏باید فراموش کرد از لوازم اجرای چنین طرح خائنانه این بود که قیافه‏هائی شبیه به پیشوایان دینی را جهت پیشبرد مقاصد شوم خویش داشته باشند و آنهائی که جهت بازی در این نمایشنامه انتخاب شدند اگر دارای شکل و شمائلی مانند اسداله قمی اورسی دوز یا امین بهائی‏ها نداشتند مانند حسینعلی و یحیی نوری خبرچین‏های سفارت روس، به همان قیافه‏ای که می‏باید در معرض نمایش گذاشته می‏شدند در آوردند. البته بعضی هم به جهت نفوذ در دستگاه «بابیت» مانند    [ صفحه ۱۸]   آیتی ننگ بدنامی را خریدار شده، در دوره‏ی تأسیس بهائیت پس از اینکه به خوبی همه‏ی حیله‏ها و خدعه‏ها، تزویرها و نیرنگ را شناخته بودند به شواهدی غیر قابل انکار از اعمال ضد اخلاقی و انسانی سران وابسته به روس و انگلیس که امروز آمریکائی هم هستند، خویش را کنار کشیده اطلاعات فراهم آمده را مجموعه‏های ارزشمند نموده در اختیار جامعه اسلامی گذاشتند، هم مبدأ تحقیقات تازه‏ی محققان گردیدند و هم مانع فریب کمتر مردم شدند و مهمتر زمینه‏ی توبه کثیری از منحرفان فراهم آوردند و این سعادت را به نام خود در تاریخ به ثبت رساندند.  مستوفیان‏   [ صفحه ۳۱]