پیرامون معرفت امام

پیرامون معرفت امام

پیرامون معرفت امام

Publication year :

1389

Publish number :

اول

Publish location :

قم

(0 آرا)

QRCode

(0 آرا)

پیرامون معرفت امام

این اثر که هشتمین کتاب از سلسله مباحث امامت و مهدویت به شمار می آید، درباره شناخت و معرفت خاتم الاوصیاء(عج) مطالبی را مطرح کرده است. بدون شک معرفت امام زمان و ولی عصر(عج) برحسب دلایل محکم عقلی و روایات معتبر، یکی از مهم ترین مسایل اسلامی است که در تمام ادوار و اعصار مورد توجه بوده و بعد سیاسی آن در نظام حکومتی اسلام نقش تعیین کننده دارد. بر اساس منابع معتبر، در هیچ عصر و زمانی زمین از وجود حجت؛ یعنی پیغمبر یا امام خالی نخواهد ماند و هیچ کس وارد بهشت نخواهد شد مگر آن که امامان را بشناسد و امامان نیز او را بشناسند. اثر حاضر با توجه به این اهمیت و با اعتراف به این که از معرفت کامل امام عاجزیم، مطلب معرفت امام را چنان که بزرگان و علما مطرح فرموده اند، تحت دو عنوان امامت عامه و امامت خاصه بررسی کرده است. امامت عامه همان گونه که در باب نبوت و در بحث نبوت عامه پرسش می شود که چرا به وجود سفیر و واسطه بین خدا و خلق که به آن نبی و رسول و پیغمبر می گوییم نیازمندیم، پیغمبر باید واحد چه اوصافی باشد و از چه راهی باید پیغمبر را شناخت، در باب امامت عامه نیز این سوالات مطرح می شوند که جامعه چرا نیازمند به وجود حجت و امام است، مفهوم امامت چیست، امام باید چه اوصافی داشته باشد و چرا باید امام را شناخت. بر اساس مطالب کتاب، در این گونه پرسش های عام که در باب نبوت و امامت مطرح می شوند، معرفت شخص پیغمبر و امام مورد نظر نیست؛ زیرا تا زمانی که به این پرسش های عام پاسخ داده نشود، پرسش از شخص امام قابل طرح نیست. در باب امامت، مسائل بسیاری مورد سوال قرار می گیرند که با مراجعه به آیات قرآن مجید و احادیث (کتاب های حجت جوامع حدیث) و کلمات و نظرات علمای بزرگ به همه آن سوالات پاسخ داده می شوند. پاسخ به برخی از پرسش هایی که در کتاب مطرح شده، از جهت وضوحی که دارند و به علت عدم تعارض با سیاست اهل ریاست مثل مساله نیاز جامعه به مدیر و رهبر، و لزوم گزینش امام و وجوب معرفت و وجوب اطاعت امام به بررسی و کاوش زیاد نیاز ندارد، ولی برخی دیگر به واسطه این که مربوط به بعد سیاسی امامت است، بررسی در آن گسترش یافته و مورد بحث و نظر و اختیار آرا و مذاهب متعارض قرار گرفته است. مانند بحث شناخت مفهوم امامت، گزینش امام و همچنین بحث اوصاف و شرایط امام و راه های شناخت و معرفت امام. امامت خاصه نویسنده در این بخش پس از بررسی مساله نیاز جامعه به امام و شرایط و اوصاف امام و لزوم تعیین آن از جانب خدا و مباحث کلی دیگر که به مجموع آن بحث، امامت عامه می گویند، امامت خاصه را مطرح می کند. پس از این که ثابت شد تعیین و نصب امام برحسب حکمت و لطف بر خدا لازم است و هیچ عصر و زمانی خالی از وجود امام نیست و معرفت و شناسایی امام و اطاعت افراد و او را الگو قرار دادن برهمه واجب است، پس بر همه لازم است صاحب وقت و ولی زمان و امام عصر خود را که خدا او را منصوب کرده و نصب او به نص پیغمبر(ص) یا امام قبل ثابت شده است، بشناسند. نکته قابل تذکر این که فرقه محقه و طایفه حقه اثنی عشریه معتقدند که در امت بعد از پیغمبر اکرم حضرت محمدبن عبدالله(ص) دوازده نفر به ترتیب از حضرت امیرالمومنین(ع) تا امام دوازدهم حضرت مهدی حجهبن الحسن(عج) امام و ولی وقت و صاحب الزمان و خلیفه و وصی رسول خدا(ص) محسوب می شوند و دلایل و براهین بر امامت آن بزرگواران بسیار است. از مطالعه و بررسی سیره و سلوک و معاشرت و اخلاق و حالات ائمه(علیهم السلام) و مواضع و مواقفی که برحسب مناسبات مختلف با دوستان و دشمنان و مسلمانان و کفار داشتند، به خوبی روشن می شود که هریک از آنان تجسم دعوت قرآن و رسالت اسلام و نمایش اکمل تکامل انسان و عالی ترین نمونه تفوق و تعالی بشر به کل مخلوقات بودند. در زهد و تقوی و گذشت، پاکی و پاکدامنی و خلوص نیت، عبادت و اطاعت از خدا، دلسوزی برای جامعه و از خودگذشتگی و فداکاری برای اسلام، شجاعت و امانت و صداقت، علم و حلم، بردباری و شکیبایی، خویشتن داری و استقامت و پایداری، حب فی الله و بغض فی الله، حمایت از حق و عدل و ایثار، قناعت و تواضع، رضا و تسلیم و توکل و تفویض، سرآمد تمام بشر و سرمشق تمام فضایل و هدایت افعالی الهی اند. نیکی های امامان در حدی است که دشمنان و سیاست مداران جبار و ستمکاری که وجود آن بزرگواران و آن همه مظاهر پاکی و خیرخواهی و هم نوایی و هم صدایی با مستضعفان را برای حکومت و سلطه و استکبار خود خطر می دیدند نیز به فضل آنها و علمشان و کمال اخلاقشان اعتراف می کردند. راست ترین مدایح و اشعار، اشعار و مدایحی است که امثال فرزدق و دعبل، کمیت و سیدحمیری در آن دوران های فشار و اختناق در مدح آن بزرگواران سروده اند، هیچ کس نتوانست به فرزدق بگوید: قصیده میمیه تو در مدح امام زین العابدین(ع) مبالغه است، حتی بنی امیه، اگرچه او را زندانی کردند، اما نتوانستند مضامین اشعار شیوا و رسای او را انکار کنند. در این باب می توان به صدها و هزارها کتاب شیعه و اهل سنت، به ویژه کتاب های اهل سنت که در مناقب اهل بیت و ائمه اثنی عشر(علیهم السلام) نوشته اند، مراجعه کرد؛ کتاب هایی مانند «کفایهالطالب» گنجی شافعی و کتاب «مطالب السئول» محمدبن طلحه شافعی، و کتاب «الفصول المهمه» ابن صباغ مالکی، و «مناقب» ابن مغازلی شافعی، و «تذکرهالخواص» سبط ابن جوزی، و «الاتحاف» شبراوی، و «روضهالاحباب» خواجه محمد پارسا، و «نورالابصار» شبلنجی، و کتاب «اهل البیت» توفیق ابوعلم، و «الصواعق المحرقه» و کتاب های دیگر. در اینجا سخن را با گفتاری که شبراوی شافعی، شیخ اسبق ازهر نقل کرده است، پایان می دهیم: «اهل بیت همه فضایل را از علم و حلم و جود و ذکاوت و شجاعت و فصاحت و صباحت و بدیهه گویی دارا شدند، علوم ایشان درسی و تحصیلی نیست، و امروزشان برعلوم دیروزشان نمی افزاید؛ بلکه این علوم موهبت هایی ازخدایشان است هرکس انکار علوم آنها را بنماید، مانند کسی است که بخواهد آفتاب را بپوشاند، هرگز کسی که در مقام استفاده علمی بود از آنها پرسشی نکرد که آنان در جواب بمانند و عاجز شوند، هیچ قوم و گروهی با ایشان در میدان مسابقه فضل شرکت نکرد مگر آنکه ناتوان شد و عقب ماند، و چه بسیار چابکی ها و گستاخی ها و حملات و جدال هایی که دیدند و با صبر جمیل با آن برخورد نمودند و بیچاره و ضعیف نگشتند، هرزمان که خروش و غرش آنها برآید، همه خروش ها و غرش ها آرام گیرد و وقتی گوینده ناطقشان زبان به درّفشانی باز کند و سخنرانی نماید، همه گوش ها به اصغا درآیند و همگان به آن گوش فرا دهند، سجایا و خصوصیت هایی است که خدا ایشان را به آنها مخصوص گردانیده است.