قصه ی عجیب استعمار یا تاریخچه پیدایش وهابیت در حجاز و بهائیت در ایران
پیشگفتار
اشاره
عظمت و اقتدار هر ملتی در جهان، تنها به داشتن ذخائر مادی و منابع ثروت آنها نیست، بلکه بزرگترین نشانه عظمت و اقتدار ملتها علاوه بر اینها استقلال و آزادی آنها است. و این موهبت استقلال و آزادی، یکی از نعمتهای بزرگ الهی است که خداوند متعال آن را به عموم مخلوقاتش خصوصا انسان مرحمت فرموده و این چنین مقرر داشته که کسی بنده دیگری جز خدا نباشد. چنان چه در این باره امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید: «لا تکن عبد غیرک لقد جعلک الله حرا» یعنی: بنده کسی (غیر از خدا) نباش، چرا که خدایت تو را آزاد قرار داده است. بنابراین خلقت انسانی بر پایه و اساس استقلال و آزادی [ صفحه ۴] از غیر خدا است، و اگر کسی یا کسانی از این موهبت الهی بیخبر شدند و یا این گوهر گرانبهای استقلال و آزادی را به رایگان از دست دادند، ذلت و خواری بردگی را خود با دست خویش فراهم نمودهاند، زیرا هیچ موهبتی بالاتر از نعمت استقلال و آزادی نیست و همچنان که اشیاء کم قیمت از خطر دستبرد دزدان ایمن نمیباشد، همین طور این دو گوهر ارزنده نیز در معرض خطر جدی و دستبرد قرار دارند. آن هم دزدانی بیرحم و از خدا بیخبر که با نقشه و برنامه جهت سرقت این دو گوهر ارزنده وارد عمل شدند، از این جهت اسلام دزدان این دو گوهر ارزشمند را شناسائی کرده و به پیروان خود معرفی میکند. که ما جهت اطلاع خوانندگان عزیز به برخی از آنها اشاره میکنیم.