عفاف

عفاف

عفاف

Publish number :

اول

Publication year :

1380

Number of volumes :

1

(0 آرا)

QRCode

(0 آرا)

عفاف

بدون شک در عصر ما که نام آن را عصر برهنگى و آزادى جنسى گذارده‏اند و افراد غربزده، بى‏بندوبارى زنان را جزئى از آزادى او مى‏دانند سخن از حجاب و عفت و پاکدامنى گفتن براى این دسته ناخوشایند و گاه افسانه‏اى است متعلّق به زمانهاى گذشته!

ولى مفاسد بى‏حد و حصر و مشکلات و گرفتاریهاى روزافزونى که از این آزادیهاى بى‏قید و شرط به وجود آمده سبب شده که تدریجا گوش شنوایى براى این سخن پیدا شود. البته در محیطهاى اسلامى و مذهبى مخصوصا در محیط ایران بعد از انقلاب جمهورى اسلامى بسیارى از مسائل حل شده، و به بسیارى از این سؤالات عملاً پاسخ کافى و قانع کننده داده شده است ولى باز اهمیّت موضوع عفت و پاکدامنى جامعه ایجاب مى‏کند که این مسأله بطور گسترده‏تر مورد بحث قرار گیرد. مسأله این است که آیا زنان (با نهایت معذرت) باید براى بهره‏کشى از طریق سمع و بصر و لمس در اختیار همه مردان باشند و یا باید این امور مخصوص همسرانشان گردد؟ بحث در این است که آیا زنان در یک مسابقه بى‏پایان در نشان دادن اندام خود و تحریک شهوات و هوسهاى آلوده مردان درگیر باشند و یا باید این مسائل از محیط اجتماع برچیده شود، و به محیط خانواده و زندگى زناشوئى اختصاص یابد؟!! اسلام طرفدار برنامه دوّم است و حجاب جزئى از این برنامه محسوب مى‏شود در حالى که غربیها و غرب‏زده‏ها هوسباز طرفدار برنامه اولند! اسلام مى‏گوید کامیابیهاى جنسى اعم از آمیزش و لذت گیریهاى سمعى و بصرى و لمسى مخصوص به همسران است و غیر از آن گناه، و مایه آلودگى و ناپاکى جامعه مى‏باشد که جمله «ذلک ازکى لهم» در آیه ۳۰ سوره نور اشاره به آن است. فلسفه عفت و پاکدامنى و فلسفه حجاب و پوشش اسمى چیز مکتوم و پنهانى نیست زیرا: ۱] برهنگى زنان که طبعا پیامدهایى همچون آرایش و عشوه‏گرى و امثال آن را همراه دارد مردان مخصوصا جوانان را در یک حال تحریک دائم قرار مى‏دهد تحریکى که سبب کوبیدن اعصاب آنها و ایجاد هیجانهاى بیمارگونه عصبى و گاه سرچشمه امراض روانى مى‏گردد، مگر اعصاب انسان چقدر مى‏تواند بار هیجان را بر خود حمل کند مگر همه پزشکان روانى نمى‏گویند هیجان مستمر عامل بیمارى است. مخصوص توجّه به این نکته که غریزه جنسى نیرومندترین و ریشه‏دارترین غریزه آدمى است و در طول تاریخ سرچشمه حوادث مرگبار و جنایات هولناکى شده، تا آنجا که گفته‏اند هیچ حادثه مهمى را پیدا نمى‏کنید مگر اینکه پاى زنى در آن در میان است. آیا دامن زدن مستمر از طریق برهنگى به این غریزه و شعله‏ور ساختن آن بازى با آتش نیست؟ آیا این کار عاقلانه‏اى است! اسلام مى‏خواهد مردان و زنان مسلمان روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاک داشته باشند، و این یکى از فلسفه‏هاى حجاب است. ۲] آمارهاى قطعى و مستند نشان مى‏دهد که با افزایش آزادیهاى افسار گسیخته در جهان آمار طلاق و از هم گسیختگى زندگى زناشوئى در دنیا و در ایران خودمان بطور مداوم بالا رفته است چرا که «هر چه دیده بیند دل کند یاد» و هر چه «دل» در اینجا یعنى هوسهاى سرکشى بخواهد به هر قیمتى باشد به دنبال آن مى‏رود، و به این ترتیب هر روز دل به دلبرى مى‏بندد و با دیگرى وداع مى‏گوید. در محیطى که حجاب است و عفت و پاکدامنى دو همسر تعلق به یکدیگر دارند، و احساسات و عشقشان مخصوص یکدیگر است ولى در «بازار آزاد برهنگى و عریانى» که عملاً زنان به صورت کالا مشترکى (لااقل در مرحله غیر آمیزش جنسى) در آمده‏اند دیگر قداست پیمان زناشوئى مفهومى نمى‏تواند داشته باشد و خانواده‏ها همچون تار عنکبوت از هم پاشیده مى‏شوند. و کودکانى بى‏سرپرست مى‏مانند. ۳] گسترش دامنه فحشاء و افزایش فرزندان نامشروع، از دردناکترین پیامدهاى بى‏عفتى و بى‏حجابى است که فکر مى‏کنیم نیازى به ارقام و آمار ندارد و دلائل آن مخصوص در جوامع غربى کاملاً نمایان است آنقدر عیان است که حاجتى به بیان ندارد. نمى‏گوئیم عامل اصلى فحشاء و فرزندان نامشروع منحصرا بى‏حجابى است، نمى‏گوئیم مسائل استعمار و مسائل سیاسى مخرّب در آن مؤثر نیست بلکه مى‏گوئیم یکى از عوامل مؤثر آن مسأله بدحجابى و بد بیرون آمدن است. هنگامى که مى‏شنویم در انگلستان، در هر سال ـ طبق آمار ـ پانصد هزار نوزاد نامشروع به دنیا مى‏آید، و هنگامى که مى‏شنویم جمعى از دانشمندان انگلیس در این رابطه به مقامات آن کشور اعلام خطر کرده‏اند، ـ نه بخاطر مسائل اخلاقى و مذهبى ـ بلکه به خاطر خطراتى که فرزندان نامشروع براى امنیت جامعه به وجود آورده‏اند به گونه‏اى که در بسیارى از پرونده‏هاى جنائى پاى آنها در میان است به اهمیّت این مسأله کاملاً پى مى‏بریم که مسأله گسترش فحشاء حتى براى آنها که هیچ اهمیتى براى مذهب و برنامه‏هاى اخلاقى قائل نیستند فاجعه‏آفرین است و لذا باید بهوش بود و دستهاى خائنى که به بى‏عفتى جامعه دامن مى‏زند شناخت و جلوى آنرا گرفت. ۴] مسأله «ابتذال زنها» و سقوط «شخصیّت او» در این میان نیز حائز اهمیّت است که نیازى به ارقام و آمار ندارد و زن در چنین جامعه‏اى تا سرحد یک کالا و عروسک سقوط مى‏کند و ارزشهاى والاى انسانى او به کلى به دست فراموشى سپرده مى‏شود و تنها افتخار او جوانى و زیبائى و خودنمائیش مى‏شود. و به این ترتیب او وسیله کامجوئى عده‏اى دیوصفت مى‏گردد. امید است جامعه ما کتاب عفاف را بخوانند و براى نجات خانواده‏هاى خود بکوشند و مراقب باشیم دستهاى آلوده دشمن و افکار مسخ شده غرب زده‏ها در ما و خانواده‏هاى ما اثر نگذارند سعى و تلاش فراوان شده است، این مجموعه حاضر که با همکارى یکى از دانشجویان مقطع کارشناسى ارشد دانشگاه آزاد اسلامى اراک سرکار خانم زهرا اشرفى ضامنجانى تنظیم یافته است در جهت «پربار کردن» اوقات شما باشد، نه در جهت «پر کردن» اوقات. محمد رضا آشتیانى: قم ۳ رجب ۱۴۲۲ ه . ق سالروز شهادت امام هادى علیه‏السلام