قرآن مجید (ترجمه فولادوند)
قرآن مجید ترجمه محمدمهدى فولادوند، ترجمه ایست به زبان فارسى که در عصر حاضر نوشته شده است.
مترجم براى ترجمۀ قرآن مدت زیادى (حدود سى سال) تلاش نموده تا بتواند ترجمۀ قرآن را به پایان برساند و از آنجا که این کار مدت زیادى طول کشیده (به لحاظ اینکه ترجمه دقیق و با کمترین اشکال باشد) توانسته است ترجمهاى را به جامعۀ اسلامى تقدیم نماید که قابل فهم، سلیس و روان و از نظر جملهبندى کم نقص باشد و با توجه به این ویژگىهاست که پس از چاپ آن مورد استقبال گستردۀ علاقهمندان به ترجمۀ قرآن قرار گرفت به گونهاى که پس از مدتى کوتاه، جایگاه خود را در بین ترجمههاى معاصر پیدا نمود و در ردیف ترجمههاى طراز اول و ممتاز قرار گرفت.
ویژگىها
در ابتداى هر سوره مکى و یا مدنى بودن و تعداد آیات آنرا ذکر کرده است.
حروف مقطعه را به صورت تلفظى آنها در ترجمه نوشته است.
در برخى از موارد که آیات در ترجمه نیازمند به توضیح باشد توضیحاتى پیرامون آنها ارائه نموده و آنها را بوسیله پرانتز و یا کروشه از متن اصلى جدا کرده است.
از آنجا که این ترجمه از قبیل ترجمۀ جمله به جمله مىباشد سعى شده است که تمام جملات ترجمه شود و ترتیب آنها بدون تقدم و تاخر طبق آیات باشد.
ترجمه از سلاست و روانى خوبى برخوردار است.
اکثر واوهاى ابتداى آیات در ترجمه آورده شده است.
ادات تاکید مانند انّ و لقد و...در ترجمه تاکید آنها بیان شده است مانند آیه ۷۳ سورۀ نمل: انّ ربک لذو فضل على الناس «و راستى پروردگارت بر[این]مردم داراى بخشش است» و یا آیات ۷۴، ۷۶ و ۷۷ همین سوره و یا آیۀ ۴۲ سورۀ قصص: و لقد ءاتینا موسى الکتاب «و به راستى به موسى کتاب دادیم».
در بالاى صفحات ترجمه هم نام سوره ذکر شده و شمارۀ آن، که این مطلب براى مراجعه کنندگان کار را آسان مىکند.
اشکالات
در برخى از موارد الفاظ را به همان ظاهر خود معنا کرده بدون اینکه توضیحى براى آن ارائه نماید-در صورتی که در قرآن معناى ظاهرى آن اراده نشده مانند آیۀ ۶۴ سورۀ مائده: «و قالت الیهود ید الله مغلوله...بل یداه مبسوطتان» که در ترجمۀ آن آمده «و یهود گفتند: «دست خدا بسته است.» دستهاى خودشان بسته باد...بلکه هر دو دست او گشاده است». در صورتی که مراد از «ید» معناى ظاهرى آن که دست مىباشد نیست (چونکه در این صورت جسم بودن خدا را نتیجه مىدهد) بلکه معناى کنایى آن مراد است که همان قدرت خداست. و یا مانند آنچه که در آیۀ ۲۹ سورۀ اسراء آمده: و لا تجعل یدک مغلوله الى عنقک «و دستت را به گردنت زنجیر مکن». در صورتی که در اینجا مراد از مغلوله الى عنقک-کنایه است از بخل ورزیدن.
عدم توجه به افعال مدح و ذم و خلط آنها با فعل تعجب مانند آنچه در ترجمۀ آیه ۱۲ سورۀ آل عمران آمده: و بئس المهاد «و چه بد بسترى است». در صورتی که حرف «چه» برای تعجب است و یا آنچه که در ترجمۀ آیۀ ۲۹ سورۀ کهف آمده: بئس الشراب و ساءت مرتفقا «وه!چه بد شرابى و چه زشت جایگاهى است».