اصول عقائد اسلامی (امامت)

اصول عقائد اسلامی (امامت)

اصول عقائد اسلامی (امامت)

Publish number :

دهم

Publication year :

1393

Number of volumes :

4

Publish location :

تهران

(0 آرا)

QRCode

(0 آرا)

اصول عقائد اسلامی (امامت)

«امام» به معناى پیشوا و جمع آن «ائمّه» است. در حقیقت به آنچه از او پیروى مى‏شود امام مى‏گویند؛ خواه کتاب باشد یا انسان، حق باشد یا باطل.(۱) اکنون که معناى امام روشن شد، براى اثبات این که امامت، یکى از اصول دین است، بهتر آن دانستیم که آیات و روایاتى را بیان کنیم و قضاوت را به عهده خوانندگان بگذاریم: ۱- خداوند در حجّه الوداع، پیامبر را مخاطب قرار داده و مى‏فرماید: «یا ایّها الرّسول بَلّغ ما اُنزل الیک من ربّک و اِن لم تفعل فما بلّغتَ رسالته و اللّه یعصمک من الناس و اللّه لا یهدى القوم الکافرین»(۲) اى پیامبر! آنچه از طرف پروردگات بر تو نازل شده است به مردم برسان و اگر چنین نکنى، رسالت خدا را انجام نداده‏اى (و رسالت تو بى‏سرانجام است) و بدان که خداوند تو را از خطرات احتمالى حفظ مى‏کند و خداوند کافران را هدایت نمى‏کند. با توجّه به اینکه سوره مائده آخرین سوره‏اى است که در اواخر عمر شریف پیامبر نازل شده و با توجه به اینکه مسائل مربوط به توحید و معاد، از همان ابتداى بعثت به مردم گفته شده و با توجه به اینکه دستوراتِ نماز، جهاد، روزه، خمس و زکات در سال‏هاى اول هجرت صادر شده و اکنون سال دهم هجرى است و با توجّه به اینکه پیامبر، انسان ترسوئى نبود که خداوند این چنین سفارش کند وگرنه باید همان سال‏هاى اول بعثت که تنها بود بترسد نه سال‏هاى آخر که ده‏ها هزار علاقه‏مند دارد و با توجّه به اینکه نحوه ابلاغ (جمع کردن تمام کاروانیان در گرماى سوزان مکه) و محل و زمان این دستور نیز منحصر به فرد است، با توجه به همه این مسائل، معلوم مى‏شود پیامى را که پیامبر باید برساند درباره موضوعى بسیار مهم است که پیامبرصلى الله علیه وآله از پیامدهاى آن و کارشکنى منافقان هراس دارد و آن مسئله جانشینى رسول خدا مى‏باشد. چنانکه عده بسیار زیادى از اصحاب رسول خدا که مورد قبول همه مسلمانان هستند نیز این ماجرا را نقل کرده و گفته‏اند که آیه درباره ماجراى غدیر خم و مسئله جانشینى پیامبر است. براى آشنایى بیشتر مى‏توانید به کتاب الغدیر(۳) و تفسیر نمونه(۴) مراجعه فرمائید. ۲- در روایات متعدد یکى از امور زیر بنایى و اساسى اسلام، امامت و ولایت معرفى شده است، چنانکه در کتاب وسائل الشیعه، ۳۹ حدیث(۵) و در کتاب مستدرک الوسائل، ۱۷ حدیث(۶) آمده که مى‏فرماید: بنا و اساس اسلام بر چند موضوع استوار است و ولایت و رهبرى را از اساسى‏ترین آنها مى‏داند، از جمله: امام باقرعلیه السلام مى‏فرماید: «بنى الاسلام على خمسه اشیاء: على الصلاه و الزکاه و الحج و الصوم و الولایه» بناى اسلام بر نماز، زکات، حج، روزه و ولایت استوار است. زراره که از شاگردان بزرگوار امام بود، مى‏پرسد: کدام یک از این امور مهم‏تر است؟ امام مى‏فرماید: ولایت از همه مهم‏تر است و سپس چنین توضیح مى‏فرماید: «لانّها مفتاحهنّ و الوالى هو الدلیل علیهنّ»(۷) زیرا ولایت، کلید سایر مسائل است و والى نقش رهبرى و هدایتِ مردم را به دیگر موارد دارد. البتّه شکى نیست که مراد از «ولایت»، اطاعت از امام معصوم است، چنانکه در بعضى روایات به جاى کلمه «ولایت»، اطاعت از امام آمده است. علاوه بر اینکه هر یک از نماز و روزه و حج و زکات به خاطر نبود امکانات مالى و بدنى قابل تغییر است، اما مسئله ولایت و رهبرى در هر حال ثابت و بدون تغییر است. از همه گذشته پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله براى معرفى و نصب امام، مدت‏ها در بیابان غدیر خم براى تمرکز و اجتماع مردم صبر کرد و همین که همه مردم در مکان واحد جمع شدند مسئله رهبرى معصوم را بیان فرمود و حال آنکه براى بیان دیگر زیربناها چنین نکرد. امّا افسوس که مردم مسئله اصلى را رها کردند. در ایام حج به هنگام طواف خانه خدا در حالى که به کعبه نگاه مى‏کردم به این فکر فرو رفتم که خداوند این کعبه را شکافت و زایشگاه و گهواره على علیه السلام قرار داد و او نیز سرانجام کعبه را از بت و بت‏پرستى پاک سازى کرد. آنگاه نگاهى به طواف کنندگان بى ولایت کردم و گفتم: مردم مولود کعبه را رها کرده و به دور زایشگاه او مى‏گردند. ۳- دلیل سومى که مى‏توان براى اهمیّت امامت آورد حدیث معروفى از پیامبر است که مى‏فرماید: «مَن مات و لم یَعرف امام زمانه مات میته جاهلیّه»(۸) هر که بمیرد و نسبت به امام زمان خود شناختى نداشته باشد، گویا قبل از ظهور اسلام و به مرگ جاهلیّت مرده است. ۴- امام باقرعلیه السلام مى‏فرماید: «کلّ مَن دان اللّه بعباده یجهد فیها نفسه و لا امام له من اللّه فسعیه غیر مقبول و هو ضالّ متحیّر»(۹) هر که بدون پذیرش رهبر حقّ، خود را به زحمت انداخته و عبادتى انجام دهد، هرگز مورد قبول خدا نبوده و او در تحیّر و گمراهى است. همان گونه که اگر کسى بدون ابلاغ و نمایندگى، اجناسى را براى اداره‏اى خریدارى کند، هرگز از طرف مسئولین پذیرفته نخواهد شد. آرى در اسلام به مسئله انگیزه و هدف و رهبرى و پیروى اصالت داده شده و اهمیّت فوق العاده دارد. با نگاهى اجمالى به چهار دلیل فوق، مى‏توان دریافت که رهبرى در اسلام جزو اصول دین است نه فروع دین و اصل امامت از جایگاه ویژه‏اى برخوردار است؛ توحید که اولین اصل دین است، زمانى نمادین مى‏شود که حاکم جامعه، امام معصوم باشد وگرنه به جاى توحید، شرک و طاغوت سبز مى‏شوند. نبوّت و شریعت زمانى پابرجا مى‏ماند که رهبرى معصوم آن را حفظ کند وگرنه با خرافات و تحریف و بدعت و سلیقه‏هاى شخصى آمیخته شده و وحى از اعتبار مى‏افتد. اصولاً جامعه بدون قانون و رهبر حقّ، مساوى با جنگل است و هر یک از قانون و رهبر مکمّل یکدیگر و جدایى ناپذیرند. شناخت و توجه به معاد و آشنائى با مسائل ملکوتى آن، جز از طریق امام معصوم ممکن نیست. امامت است که به نماز جان مى‏دهد، به حج و روزه جهت مى‏دهد، به جهاد مشروعیّت مى‏دهد و فرائض الهى را احیا مى‏کند. امام همانند کارخانه برق به همه لامپ‏ها نور و روشنایى مى‏دهد. آرى مسئله رهبرى و امامت و نقش آن در نظام جامعه اسلامى و حفظ و استقرار قانون جاى هیچ گونه تردید و گفتگوئى نیست. ۱) مفردات راغب. ۲) سوره مائده آیه ۶۷٫ ۳) علامه امینى در اوائل جلد یکم کتاب الغدیر، نام ۳۵۶ نفر از علماى اهل سنت که داستان غدیر را نقل کرده‏اند، ذکر نموده است. ۴) تفسیر نمونه، ج ۵، ص ۵٫ ۵) وسائل الشیعه، ج‏۱، ص‏۱۳ - ۲۹٫ ۶) مستدرک، ج‏۱، ص‏۶۹ - ۷۵٫ ۷) وسائل‏الشیعه، ج‏۱، ص‏۱۳٫ ۸) بحارالانوار، ج ۳۲، ص ۳۳۱٫ ۹) کافى، ج‏۱، ص‏۳۷۵٫